|
غریبه ه ه ه ه ه ه ه ه
|
|
با عرض تسلیته ایام فاطمیه
نوشته شده در 91/01/30ساعت 17:4 توسط عمو داداش |
(یا فاطمه الزهرا)
نوشته شده در 91/01/30ساعت 17:1 توسط عمو داداش |
همسر و فرزندان همسر کوروش بزرگ کاساندان بود. کوروش کاساندان را بسیار دوست میداشت و پس از مرگش در سراسر امپراتوری کوروش، مراسم سوگواری برپاکردند. پس از مرگ کوروش، فرزند ارشد او کمبوجیه دوم به سلطنت رسید. نام پسر کوچکتر کوروش بردیا بود. کوروش بجز این دو پسر، دارای سه دختر به نامهای آتوسا (به اوستایی هئوتسه به معنی خوش اندام)، رکسانا (روشنک یا به اوستایی رئوخشنه) و آرتیستونه (آرتوستونه) بود. آتوسا بعدها با داریوش بزرگ ازدواج کرد و مادر خشایارشا، پادشاه قدرتمند ایرانی شد.
نوشته شده در 91/01/30ساعت 16:55 توسط عمو داداش |
کوروش بزرگ ![]()
نوشته شده در 91/01/30ساعت 16:51 توسط عمو داداش |
یادی از بزرگان تاریخ ایران زمین، کوروش بزرگ به قلم: عیلرضا گودرزی،کارشناس ارشد تاریخ
کوروش دوم که در تاریخ به کبیر معروف او را « کیارش »و «سیروس» هم آورده اند . بنیانگذار امپراطوری مقتدر هخامنشیان است .امپراطوریی که از آتن و اسپارت در یونان تا دره سند را شامل میشد و جهان شناخته شده آن زمان را زیر حکمفرمایی خود داشت. وی در دورانی از تاریخ جهان ، سکانداری قدرتمندترین کشور آن زمان را در اختیار داشت که بیشتر پادشاهان دیگر ممالک دنیا ، در برخورد با همسایگان و حتی ملیتهای تحت فرمان خویش خوی درندگی و بیرحمی را پیشه خود ساخته و قتل و غارت کار روزمره آنها بود و با رقبای شکست خورده خود از قتل و کشتار عمومی و خوار نمودن چیزی کم نگذاشتند . در این بزنگاه تاریخی و دنیای پر از خشونت و عداوت بود که بشر روزگار باستان ، طلوع خورشیدی را از خاور جهان به نظاره نشست که گرامیداشتِ باورها و اندیشههای همه مردمان تابعه را به عنوان سر فصل برنامه های اصلی امپراطوری قدرتمند خویش قرار داد. منشور حقوق بشر وی که در سال ۱۲۵۸ ه ش در معبد بعل مردوک خدای بابلیها در عراق کنونی پیدا شد به عنوان قدیمیترین سند معتبر و بی بدیل توجه یک امپراطور مقتدر تاریخ ، به انسانیت و احترام به دیگران بوده است ، دال بر این همه ازاد اندیشی و توجه به انسانیت در آن سالهایی است که عاطفه در قحطی به سر میبرد.پادشاهی که در عین اقتدار، ساده زیست بود و از آوردن القاب و عناوینی همچون شاه شاهان و ، شاهنشاه در کنار اسم خویش در کتیبه هایی که از او بجای مانده است پرهیز نمود .کوروش پیام آور محبت و نوید دهنده صلح و دوستی به جهانیان بود .کسی که به جای خدایگانی کردن بر ملیت های مغلوب میان رودان و … ، خدایان مورد احترام آنها را محترم شمارد و اجازه تعدی و تجاوز به مردم توسط سربازان ایرانی و نجیب تحت امرش نداد ، به گونه ای که کشورهای همسایه برای تصرف ولایاتشان توسط این حکمران خیر خواه روز شماری می کردند و به استقبال سپاهیانش میشتافتند. این شخصیت مانای تاریخی مورد احترام تمام ملیتهای مختلف بود و در طی بیست سال حکمرانی بلامنازع بر جهان شناخته شده از سال ۵۵۹ ق م تا ۵۲۹ ق م ، شرق و غرب عالم را با قدرت تعقل که بیشتر از زور سرنیزه از آن استفاده میکرد به امپراطوری ایران باستان پیوند داد. هردوت که به پدر تاریخ شهره است در کتاب خویش از قول یونانیان او را « سرور و قانونگذار »می نامد و یهودیان رها یافته از دست بخت نصر بابلی آن پادشاه ظالم تاریخ که به روایت اسناد حتی مردم بابل از او روی گردان شده بودند، کوروش را در کتاب عهد عتیق اشعیای نبی «مسیح »یعنی منجی و نجات دهنده خویش می نامند.نقش کوروش در تاریخ آنچنان برجسته است که علاوه بر یادآوری از اقدامات از اقدامات مثبت او در صفحات مختلف از تواریخ نویسندگان باستان ، افرادی همچون گزنفون کتابی با عنوان «سیر و پدی» یا «کوروش نامه» در خصوص ابعاد زندگی و شخصیت کوروش به رشته تحریر درآورده است . و اما برای ما مسلمانان این هم افتخاری است که در قرآن کریم از شخصی به نام ذوالقرنین(صاحب دو شاخ بودن و دو شاخ هم نماد دو دولت ماد و پارس بوده است ) یاد شده است که بر اساس عقاید و نظریاتی که ارایه گردیده و مجسمه باستانی کورش که در قرن نوزدهم پیدا شده است و در آن کوروش با کلاخودی بر سر که دارای دو شاخ است و بال های عقاب گونه همچون فرشتگان تجسم شده است و با مطابقت این موارد با رویای دانیال نبی در خصوص قوچی با دو شاخ که در شرق و غرب کسی را یارای مقابله با او نبود (فصل هشتم رویای قوچ و بز) و سخن اشعیای نبی در کتاب عهد عتیق که کوروش را «عقاب شرق» خوانده است میتوان نتیجه گرفت که این فرد کسی نیست جز کورش هخامنشی ، البته این نظریه توسط مفسرین بزرگ قرآن همچون علامه طباطبایی ، آیت الله مکارم ، مولانا ابولکلام آزاد مورد تایید قرار گرفته است. در قرآن در سوره کهف ذیل آیات ۸۳ تا ۹۴ در چندین نوبت اشارتی به این جریان شده است. در آیه ۸۶ همین سوره میخوانیم : حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِی عَیْنٍ حَمِئَةٍ وَوَجَدَ عِندَهَا قَوْمًا قُلْنَا یَا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِمَّا أَن تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَن تَتَّخِذَ فِیهِمْ حُسْنًا یعنی: تا آنگاه که به غروبگاه خورشید رسید به نظرش آمد که [خورشید] در چشمهاى گلآلود و سیاه غروب مىکند و نزدیک آن طایفهاى را یافت فرمودیم اى ذوالقرنین [اختیار با توست] یا عذاب مىکنى یا در میانشان [روش] نیکویى پیش مىگیرى. نظر بر این است که آیه فوق مطابق با تصرف لیدی توسط کوروش هخامنشی است زیرا پادشاه لیدی برخلاف معاهده ای که با کوروش بسته بود به او خیانت کرد و قصد داشت با اتحاد دیگر مناطق به قلمرو هخامنشی ها حمله کند که کوروش پیشدستی نموده لیدی را تصرف نمود و کرزوس پادشاه آنجا و دیگر حکمرانان خائن را اسیر نمود که در نهایت این افراد مشمول بخشش کوروش قرار گرفتند و از مرگ نجات و آنها را بخشید. کوروش اخر الامر در راه دفاع از هم میهنان خویش و برای نبرد با اقوام ماساژت که از سکاهای شرق و شمال شرقی بودند در سال ۵۲۹ ق م راهی آن دیار شد و در نبردی که اتفاق افتاد جان خویش را از دست داد و جهان از داشتن چنین پادشاه خیرخواهی محروم ماند .ولی شیوه حکومت مردمی او با اندکی تغییر پس از حکومت کمبوجیه توسط داریوش کبیر ادامه پیدا کرد. آرامگاه ابدی کوروش در پاسارگاد در دشت مرغاب شیراز با معماری زیبایی که تا آن زمان به مانندش نبوده ،سالهاست که باوجود آمدن و رفتن فروانروایان بسیار هنوز پابرجاست. و نقل قولی از کوروش آنجا هست به دین مضمون: «ای رهگذر ، من کورش هستم که پادشاهی جهان را به پارسیان دادم ، به مشتی خاک که پیکرم را در بر گرفته است رشک مبر». در آغاز ورود اسلام به ایران با توجه به اینکه اعراب مسلمان با بت و بت پرستی مخالف بودند و دیدن آرامگاهی با این ساخت و ساز برایشان یادآور بت پرستی و دوران جاهلیت بود ،قصد خراب کردنش را داشتند . که گروهی برای نجات این اثر باستانی ادعا کردند اینجا قبر مادر حضرت سلیمان(ع) است و آن را مشهد مادر سلیمان خواندند و این طرز فکر تاحدود هزار سال هنوز پابرجا بود که نهایتا بعد از دفع خطر تخریب ، ایرانیان پرده از راز کوروش و مقبره او برداشتند . البته با نگاهی برخی از نقش و نگارهای آثار باستانی تخت جمشید که جای تخریب نیزه های اعراب مسلمان بر آن است موید این مطلب است . کورش نه تنها برای ما ، که برای مردمان امروز جهان هم شناخته شده و محترم است .لوح گل نوشته ی استوانه ای شکل که قدیمیترین سند منشور حقوق بشر و شرح ورود سپاهیان ایران به بابل و رفتار های انسانی کوروش با مردم آن کشور مغلوب در آن است و باعث حیرت جهانیان شده ، در سال ۵۳۸ ق م به فرمان کورش هخامنشی نگاشته شده است و امروزه به استوانه کوروش کبیر معروف است و در موزه لندن روزانه مورد بازدید صدها نفر قرار میگیرد ،این لوح در سال ۱۹۷۱ میلادی به بیشتر زبانهای زنده دنیا ترجمه و بدلی از آن امروز در مرکز سازمان ملل نگهداری میشود تا مایه فخر هر ایرانی باشد. منشور حقوق بشر کوروش کبیر دو بار به ایران اورده شده است یکی در جریان جشنهای موسوم به دوهزار و پانصد ساله و دیگری در شهریور سال ۱۳۸۹ برای نمایش عموم تحت تدابیر شدید امنیتی به ایران آورده شد و چندروزی مشتاقان تاریخ ایران زمین از این لوح بازدیدکردند. در پایان با ذکر روایتی از زندگی کوروش بزرگ مطلب را به آخر میرسانیم: پادشاه یونان در جریان درگیریهای خود با ایران به کوروش بزرگ گفت : ما برای شرف میجنگیم شما برای ثروت. کوروش کبیر هم در جوابش گفت : هر کس برای نداشته هایش میجنگد . شما هم برای نداشته هایتان می جنگید؟
نوشته شده در 91/01/30ساعت 16:45 توسط عمو داداش |
سخنان بزرگان جهان درباره كوروش كبیر پرفسور ایلیف مدیر موزه لیورپول انگلستان : در جهان امروز بارزترین شخصیت جهان باستان كورش شناخته شده است . زیرا نبوغ و عظمت او در بنیانگذاری امپراتوری چندین دهه ای ایران مایه شگفتی است . آزادی به یهودیان و ملتهای منطقه و كشورهای تسخیر شده كه در گذشته نه تنها وجود نداشت بلكه كاری عجیب به نظر می رسیده است از شگفتی های اوست .
دكتر هانری بر دانشمند فرانسوی - تمدن ایران باستان : این پادشاه بزرگ یعنی كورش هخامنشی برعكس سلاطین قسی القب و ظالم بابل و آسور بسیار عادل و مهربان بود. زیرا اخلاق روح ایرانی اساسش تعلیمات زردشت بوده. به همین سبب بود كه شاهنشاهان هخامنشی خود را مظهر صفات(خشترا) می شمردند و همه قوا و اقتدار خود را از خدواند دانسته و آنرا برای خیر بشر و آسایش و سعادت جامعه انسان صرف می كردند .
آلبر شاندور - كورش بزرگ : شاهنشاهی ایران كه پایه گذار او كورش بزرگ است به هیچ وجه بر اساس خشنونت پی ریزی نشد . بلكه عكس آن صادق است زیرا با رعایت حقوق مردمان پایه گذاری شد . پارسیها با مساعدت یكدیگر و به یاری پادشاهان مقتدر خود عظمت و شكوهی را در تاریخ به جای گذاشته اند كه نشانه نبوغ و نژاد پاك آنان است . نژادی كه حماسه آنان را همچون آفتابی در تاریكی نشان میدهد . آنان درخششی در جهان از خود به جای گذاشته اند كه برای آیندگان نیز خواهد ماند .
ژنرال سرپرسی سایكس : خوش زبانی او از پاسخی كه در داستان رقص ماهیان به یونانیان داده است آشكار است. مطالب كتاب مقدس (تورات) و نوشته های یونانی و سنت های ایرانی همه هم داستانند كه كورش باستانی سزاوار لقب بزرگ بوده است. مردم او را دوست می خواندند. ما نیز می توانیم بدان ببالیم كه نخستین مرد بزرگ آریائی است كه سرگذشت اش بر تاریخ روشن است و صفاتی چنان عالی و درخشان داشته است .
ژنرال سرپرسی سایكس بعد از دیدار از آرامگاه كورش بزرگ : من خود سه بار این آرامگاه را دیدار كرده ام ، و توانسته ام اندك تعمیری نیز در آنجا بكنم، و در هر سه بار این نكته را یادآورده شده ام كه زیارت آرامگاه اصلی كورش، پادشاه بزرگ و شاهنشاه جهان، امتیاز كوچكی نیست و من بسی خوشبخت بوده ام كه بچنین افتخاری دست یافته ام. براستی من در گمانم كه آیا برای ما مردم آریائی (هندواروپایی) هیچ بنای دیگری هست كه از آرامگاه بنیاد گذار دولت پارس و ایران ارجمندتر و مهمتر باشد .
سرپرسی سایكس - تا ایران باستان : در شاهنشاهی كورش زیبایی - مردانگی - شجاعت - قهرمانیت - عدالت به عیان دیده شده است . وی هیچگاه عیاشی نكرد . كاری كه اكثر بزرگان گرفتار آن بوده و هستند . آزادی هایی كه داشت به هیچ وجه به شخصیت او صدمه نزد و افكاری داشت كه به راستی متعلق به تاریخ نبوده است. كورش یكی از شخصیت های بزرگ تاریخ جهان است . او ابتدا پادشاه سرزمین كوچكی بود . ولی پس از مدتی با اراده مصمم و قلبی آكنده از وطن پرستی امپراتوری را در تاریخ بنا نهاد كه در كل جهان بی سابقه بود . این بدین دلیل بود كه تاكنون هیچ كشوری نتوانسته بود اینچنین با صلح و احترام به عقاید دیگران كل خاورمیانه را تصاحب كند . او هیچ گاه خوشگذرانی و تن آسایی نكرد و هیچ گاه مغرور نشد. كاساندان دختر فرناسپه هخامنشی از دودمانی بود كه از نجبای پارس محسوب می شدند و پدر و اجدادش در چند نسل شاه پارسیان بودند . كورش در شوخ طبعی و انسانیت سرآمد زمان خود بود . من سه بار تا كنون موفق شده ام آرامگاه این ابر مرد آریایی را زیارت كنم و خداوند را برای این توفیق سپاس می گویم .
افلاطون - قوانین ( 477 تا 347 پیش از میلاد ) : پارسیان در زمان شاهنشاهی كورش اندازه میان بردگی و آزادگی را نگاه می داشتند . از اینرو نخست خود آزاد شدند و سپس سرور بسیاری از ملت های جهان شدند . در زمان او ( كورش بزرگ ) فرمانروایان به زیر دستان خود آزادی می دادند و آنان را به رعایت قوانین انسان دوستانه و برابری ها راهنمایی می كردند . مردمان رابطه خوبی با پادشاهان خود داشتند از این رو در موقع خطر به یاری آنان می شتافتند و در جنگها شركت می كردند . از این رو شاهنشاه در راس سپاه آنان را همراهی می كرد و به آنان اندرز می داد . آزادی و مهرورزی و رعایت حقوق مختلف اجتماعی به زیبایی انجام می گرفت.
هرودوت – تاریخ هرودو ت( 484 تا 425 پیش از میلاد ) : هیچ پارسی یافت نمی شد كه بتواند خود را با كورش مقایسه كند .كورش سرداری بزرگ بود . در زمان او ایرانیان از آزادی برخوردار بودند و بر بسیاری از ملت های دیگر فرمانروایی می نمودند بعلاوه او به همه مللی كه زیر فرمانروایی او بودند آزادی می بخشید و همه او را ستایش می نمودند . سربازان او پیوسته برای وی آماده جانفشانی بودند و به خاطر او از هر خطری استقبال می كردند .
هارولد لمب دانشمند امریكایی - كورش بزرگ : در شاهنشاهی ایران باستان كه كورش سمبول آن است آریایی ها در تاجگذاری به كردار نیك - گفتار نیك - پندار نیك سوگند یاد می كردند كه طرفدار ملت و كشورشان باشند و نه خودشان . كه این امر در صدها نبرد آنان به وضوح دیده می شود كه خود شاهنشاه در راس ارتش به سوی دشمن برای حفظ كیان كشورشان می تاخته است .
گزنفون – كوروپد ا ی ( 445 پیش از میلاد ) : از صفت های برجسته كورش عدل و گسترش عدالت و حق بود. ما در این باره فكر كردیم كه چرا كورش به این اندازه برای فرانروایی عادل مردمان ساخته شده بود . سه دلیل را برایش پیدا كردیم . نخست نژاد اصیل آریایی او و بعد استعداد طبیعی و سپس نبوغ پرورش او از كودكی بوده است . كورش نابغه ای بزرگ - انسانی والا منش - صلح طلب و نیك منش بود . او دوست انسانها و طالب علم و حكمت و راستی بود . كورش عقیده داشت پیروزی بر كشوری این حق را به كشور فاتح نمیدهد تا هر تجاوز و كار غیر انسانی را مرتكب شود . او برای دفاع از كشورش كه هر ساله مورد تاخت و تاز بیگانگان قرار میگرفت امپراتوری قدرتمند و انسانی را پایه گذاشت كه سابقه نداشت . او در نبردها آتش جنگ را متوجه كشاورزان و افراد عام كشور نمی كرد . او ملت های مغلوب را شیفته خود كرد به صورتی كه اقوام شكست خورده كه كورش آنان را از دست پادشاهان خودكامه نجات داده بود وی را خداوندگار می نامیدند . او برترین مرد تاریخ - بزرگترین - بخشنده ترین - پاك دل ترین انسان تا این زمان بود .
كنت دوگوبینو فرانسوی - ایران باستان : شاهنشاهی كورش هیچگاه در عالم نظیر نداشت . او به راستی یك مسیح بود زیرا به جرات میتوان گفت كه تقدیر او را چنین برای مردمان آفرید تا برتر از همه جهان آن روز خود باشد . نیكلای دمشقی كورش شاهنشاه پارسیان در فلسفه بیش از هر كس دیگر آگاهی داشت . این دانش را نزد مغان زرتشتی آموخته بود . پرفسور كریستن سن ایران شناس - استاد زبان اوستایی و پهلوی : شاهنشاه كورش بزرگ نمونه یك پادشاه "جوان مرد" بوده است . این صفت برجسته اخلاقی او در روابط سیاسی اش دیده می شده . در قواینن او احترام به حقوق ملتهای دیگر و فرستادگان كشورهای دیگر وجود داشته است و سرلوحه دولتش بوده . كه این قوانین امروز روابط بین الملل نام گرفته است . آلبر شاندور فرانسوی - شاهنشاهی كورش بزرگ : كورش یكسال پس از فتح بابل برای درگذشت پادشاه بابل عزای ملی اعلام نمود . برای كسی كه دشمن خودش بود . او مطابق رسم آزادمنشی اش و برای اینكه ثابت كند كه هدف فتح و جنگ و كشتار ندارد و تنها به عنوان پادشاهی كه ملتش او را برای صلح پذیرفته اند قدم به بابل گذاشته است و در آنجا تاجگذاری نمود . او آمده بود تا به آنان آزادی اجتماعی و دینی و سیاسی بدهد . در همین حین كتیبه های شاهان همزمان او از برده داری و تكه تكه كردن انسان های بی گناه و بریدن دست و پای آنان خبر میدهد .
پرفسور گیریشمن - ایران از آغاز تا اسلام : كمتر پادشاهی است كه پس از خود چنین نام نیكی باقی گذاشته باشد . كورش سرداری بزرگ و نیكوخواه بود . او آنقدر خردمند بود كه هر زمانی كشور تازه ای را تسخیر می كرد به آنها آزادی مذهب میداد و فرمانروای جدید را از بین بومیان آن سرزمین انتخاب می نمود . او شهر ها را ویران نمی نمود و قتل عام و كشتار نمی كرد . ایرانیان كورش را پدر و یونانیان كه سرزمینشان بوسیله كورش تسخیر شده بود وی را سرور و قانونگذار می نامیدند و یهودیان او را مسیح خداوند می خوانند.
كنت دوگوبینو سفیر اسبق فرانسه در تهران ( مورخ فرانسوی ) : تا كنون هیچ انسانی موفق نشده است اثری را كه كورش در تاریخ جهان باقی گذاشت - در افكار میلیونها مردم جهان بوجود آورد . من اذعان می دارم كه اسكندر و سزار و كورش كه سه مرد اول جهان شده اند كورش در صدر انها قرار دارد . وتا كنون كسی در جهان بوجود نیامده است كه بتواند با او برابری كند و او همانطور كه در كتابهای ما آمده است مسیح خداوند است . قوانینی كه او صادر كرد در تاریخ آن زمان كه انسانها به راحتی قربانی خدایان می شدند بی سابقه بود.
ویل دورانت - تاریخ تمدن ویل دورانت - مشرق زمین : كورش از افرادی بوده كه برای فرمانروایی آفریده شده بود . به گفته امرسون همه از وجود او شاد بودند . روش او در كشور گشایی حیرت انگیز بود . او با شكست خوردگان با جوانمردی و بزرگواری برخورد می نمود . بهمین دلیل یونانیان كه دشمن ایران بودند نتوانستد از آن بگذرند و درباره او داستهای بی شماری نوشته اند . او كرزوس را پس از شكست از سوختن در میان هیزم های آتش نجات داد و بزرگش داشت و او را مشاور خود ساخت و یهودیان در بند را آزاد نمود . كورش سرداری بود كه بیش از هر پادشاه دیگری در آن زمان محبوبیت داشت و پایه های شاهنشاهی اش را بر سخاوت و جوانمردی بنیان گذاشت .
كلمان هوار - تمدن ایرانی : كورش بزرگ در سال 550 قبل از میلاد بر اریكه پادشاهی ایران نشست . وی با فتوحاتی ناگهانی و شگفت انگیز امپراتوری و شاهنشاهی پهناوری را از خود بر جای گذاشت كه تا آن روزگار كسی به دنیا ندیده بود . كورش سرداری بزرگ و سرآمد دنیای آن روزگار بود . او اقوام مختلف را مطیع خود كرد . او اولین دولت مقتدر و منظم را در جهان پایه ریزی كرد . برای احترام به مردمان كشورهای دیگر معابدشان را بازسازی كرد . وی پیرو دین یكتا پرستی مزدیسنا بود . ولی به هیچ عنوان دین خود را بر ملل مغلوب تحمیل ننمود .
مولانا ابوالكلام احمد آزاد فیلسوف هندی -كورش بزرگ ( عباس خلیلی ) : كورش همان ذوالقرنین قرآن است . وی پیامبر ایران بود زیرا انسانیت و منش و كردار نیك را به مردمان ایران و جهان هدیه داد . سنگ نگاره او با بالهای كشیده شده به سوی خداوند در پاسارگاد وجود دارد .
دیودوروس سیسولوس ( 100 پس از میلاد ) : كورش پسر كمبوجیه و ماندانا در دلاوری و كارآیی خردمندانه و سایر خصائص نیكو سرآمد روزگار خود بود . در رفتار با دشمنان دارای شجاعتی كم نظیر بود و در كردار نسبت به زیر دستان به مهر و عطوفت رفتار میكرد . پارسیان او را پدر می خواندند . دكتر جهانگیر اوشیدری - دانشنامه مزدیسنا : كورش به سال 559 قبل از میلاد بر اریكه شاهنشاهی بنشست و در سال 529 قبل از میلاد وفات یافت . پس از تسخیر بابل با مردمان شكست خورده با مهربانی رفتار كرد و اسیران یهودی را كه بخت النصر از فلسطین به آن شهر آورده بود آزاد كرد و اجازه داد به فلسطین باز گردند . او فرمانی صادر كرد كه معبد اورشلیم را كه بخت النصر ویران كرده بود را با هزینه دولت ایران بازسازی كنند . كورش را در پارسه گرد كه امروزه پازاردگاد نامیده می شود به خاك سپردند . او از مردان بزرگ تاریخ جهان است زیرا همه تاریخ نویسان نامدار جهانی از او به نیكی ستایش كرده اند . او پادشاهی سیاستمدار - شجاع - با فتوت - با عزم و اراده - با گذشت و مهربان بود . او به عقاید دینی ملل مغلوب احترام می گذاشت . شهرهای ویران را دوباره آباد ساخت . او عقل و تدبیر را بر شمشیر و جنگ برتری داد . منشور جهانی او زینت بخش سازمان ملل متحد و جهان است .
اخیلوس ( آشیل ) شاعر نامدار یونانی - تراژدی پارسه : كورش یك تن سعادتمند بود . او به ملل گوناگون خود آرامش بخشید . خدایان او را دوست داشتند . او دارای عقلی سرشار از بزرگی بود .
نوشته شده در 90/08/22ساعت 12:57 توسط عمو داداش |
![]()
نوشته شده در 90/08/22ساعت 12:51 توسط عمو داداش |
كوروش بزرگ -اسكندر خواست از كوروش تقلید كند ولی نتوانست پس از اینكه جهان گشایی های اسكندر به پایان رسید و بر تخت فرمانروایی تكیه زد، تازه فهمید بین رؤیای ایجاد یك امپراتوری جهانی با توفیق اداره آن تفاوت بسیار است و بی شك همین نكته بود كه او را به شیوه حكومت كوروشی كه كه وی در او به چشم یك سرمشق یا یك رقیب می نگریست، علاقه مند كرد.طرح اختلاط نژادها و ایجاد برادری جهانی بی شك الگوبرداری از شیوه های فرمانروایی كوروش بود كه وی در اجرای آن ناكام ماند. وی هرچند به عنوان یك سردار و یك فاتح به طور بی مانندی موفق بود، به عنوان یك سیاستمدار و یك فرمانروا به هیچ وجه نتوانست لیاقت از خود نشان دهد. وقتی پس از ناكام ماندن در جلب قلوب ملت ها و در اوج عیش و عشرت و مردم كشی در سی و سه سالگی درگذشت ، دنیایی كه در این فتوحات خونین به دست آورده بود به قول اچ.جی.ولز نویسنده انگلیسی، مثل گلدان گرانبهایی كه از دست های ناشی و لرزان یك كودك بیفتد چنان بر زمین خورد كه یكباره قطعه قطعه گشت. تا حدود هشتاد سال بعد از او نیز ایران همچنان قسمتی از این اجزای گلدان شكسته بود. روح یونانی كه اسكندر برای نشر و توسعه آن تجهیز شده بود، نتوانست بر حیات ایران غلبه كند و نفوذ آن از حد سطح و ظاهر، آن هم برای مدتی محدود فراتر نرفت. چنین است كه بین مورخان در سطح جهان، در مورد اسكندر بسیار اختلاف نظر هست و بسیاری از نوشته ها از بدبینی و بدگمانی نسبت به او حكایت می كند. در حالیكه در مورد كوروش چنین نیست و دوست و دشمن یكصدا او را می ستایند و بزرگ می دارند.
نوشته شده در 90/08/22ساعت 12:51 توسط عمو داداش |
کوروش ![]()
نوشته شده در 90/08/22ساعت 12:44 توسط عمو داداش |
وصیت نامه ی کوروش بزرگ اینک که من از دنیا می روم، بیست و پنج کشور جزو امپراتوری ایران است و در تمامی این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان درآن کشورها دارای احترام هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران دارای احترامند .
جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها کوشا باشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آن ها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد . اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور دریک زر در خزانه داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد، زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست. البته به خاطر داشته باش تو باید به این حزانه بیفزایی نه این که از آن بکاهی، من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن، زیرا قاعده بودن این مقدار زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولین فرصت آن چه برداشتی به خزانه بر گردان . مادرت آتوسا ( دختر کورش کبیر ) بر گردن من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن . ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که از سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه هست در مصر آموختم . چون انبارها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن به وجود نمی آید و غله در این انبارها چندین سال می ماند بدون این که فاسد شود . و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا این که همواره آذوغه دو یاسه سال کشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از این که غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسری خوار و بار استفاده کن و غله جدید را بعد از این که بوجاری شد به انبار منتقل نما . به این ترتیب تو برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشک سالی شود . هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافیست . چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نا مشروع نمایند نخواهی توانست آنها را مجازات کنی چون با تو دوست اند و تو ناچاری رعایت دوستی نمایی. کانالی که من می حواستم بین رود نیل و دریای سرخ به وجود آورم ، به اتمام نرسید و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد، تو باید آن کانال را به اتمام رسانی .
و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آن قدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .
نوشته شده در 90/08/22ساعت 12:40 توسط عمو داداش |
|
صفحه اصلي پست الکترونيک پرينت صفحه خانگي سازي ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها فروردین 1391 آبان 1390 دی 1389 آذر 1388 آبان 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 آبان 1387 اسفند 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385
BLOGFA.COM
|